گویچک رضا - رضا بهاری

یارالَتدی بیر قطره نوردَن ـــ نظر سالدی آب ایلدی ـــ توتونین‌دَن گوگ‌لر اولدی ـــ کوپوگیندَن یرلر اولدی ـــ آلتی گوندا باشَ گلدی ـــ بَللَندی قدرت اللهی. مضمون شعار بزبان فارسی: آفرید از یک قطره نور ـــ نظر نموده ذوب نمود ـــ از بخارش هوا تشکیل شد ـــ از مذابش زمین تشکیل شد ـــ در شش روز خاتمه یافت ـــ با قدرت خداوند در گردش است. اشعار مزبور بینش رضا دربارهٔ خلقت زمین بواسطه خداوند است، در مصرع آخر «بَللَندی» به معنی گردش زمین بدور خود و بدور خورشید است.
رضا بهاری عارف،فیلسوف و شاعر تورک. از رجال نام آور عرصهٔ ادب، فرهنگ و دیانت شهرستان بهار در دورهٔ فتحعلی شاه قاجار است. از اسلاف و اخلاف و مزارش نشانی نیست، فقط به استناد برخی از ابیاتش می‌توان به دورهٔ حیات، تشویش خاطر و دشمنان او که تلویحی یاد می‌شوند اطلاعات اندکی بدست آورد. بقول خودش در پانزده سالگی مفسر قرآن بو

امروزه از مجموعه آثار این مرد بزرگ که در حدود دویست الی دویست‌وپنجاه سال پیش می‌زیسته، تنها اشعار کمی باقی مانده که آن هم فقط در سینه‌های اهل راز دفن شده است. نکتهٔ دیگر در مورد رضا بهاری اینکه در چند مورد، اساتید فن به قصد امتحان و اطمینان از علم او با وی مناظره کرده و شعرهایی را بصورت سئوال و جواب سروده‌اند. استادی بنام دَدَ یادگار محتملا از گنجه برای دیدن رضا بهاری و مکاشفه با وی به بهار می‌آید.
شعرهایش بی‌پیرایه زلال و خالص است و دل و جانش به نور حقیقت و ایمان روشن گشته مقام فردی و استغنای وی نسبت به جیفهٔ دنیا و همه و همه نشان از کمال یافتگی و میزان تقوا و وارستگی دارد. از قیل و قال علم مدرسه و بحث و تحقیق که چیزی جز حساب سالک نیست بر کنار است.

مرحوم مولانا رضا بهاری از مفاخر فرهنگی و از چهره‌های درخشان ادبی و از شاعران نامدار و در عین حال بی‌نام و نشان این سرزمین است که کمتر چهره‌ای چون وی در آسمان شعر و هنر این خطه درخشیده و به نور افشانی پرداخته و به همان اندازه مهجور و بی‌نام و نشان باقی مانده است.

اشعار بر جای مانده از ایشان از زمان حیات شاعر تا به حال که تقریبا دویست سال می‌گذرد، چنان در دل مردمان این منطقه ریشه دوانده و چنان عمق و عقبه‌ای به وجود آورده که از مرد و زن و پیر و جوان عارف و عامی و ... وی را می‌شناسند و کم و بیش از اشعار او حفظ‌اند و در هر زمانی و مکانی نامی از وی بر سر زبان‌هاست و با تمام این احوال هیچ نشانی از حیات و مرگ وی در دسترس نیست. حتا مدفن وی چون نام و نشانش گم شده و با این همه وی جزو برترین چهره‌های هنری خطهٔ استان همدان محسوب می‌گردد و البته در پایان مطالعهٔ این مجموعه مشخص خواهد شد آنچه از شعر حافظ در این مجموعه به خاطر تجلیل از مقام هنری ایشان ثبت گردیده چیزی به گزاف گفته نشده است
در مورد هویتِ افراد و رجال سرشناس که هیچگونه سند یا دست‌نوشته‌ای دربارهٔ آنها وجود ندارد ممکن است مضامین موجود در اشعارشان دلیل بر اثبات وجود تاریخی آنان باشد. یکی از رجال فرهنگی ایران در دویست سال اخیر « رضا بهاری » است. از او هیچ اثر یا نشانی دربارهٔ زندگی‌اش تسطیر نیست فقط از لابلای اشعارش است که می‌توان بوجود تاریخی آن پی برد. در سروده‌ای موسوم به «بی وفا دنیا» از رضا بهاری به دورهٔ حیات وی،و برخی جزئیات تاریخ ایران، در آن دوران اشاراتی شده است. متن به زبان آذری چنین است:

شاهلَرون دولتی، روزگاری‌دِ تختیندهَ نمایندهَ، برقراری‌دِ
تابعندهَ اوچ‌یوز اوغلی واری‌دِ ایران باباخانَ قالمدی دنیا
ترجمه فارسی:

دوران سلطنت شاهان بود تخت و سلطنت‌شان استوار بود
سیصد فرزند در طاعت ایشان بود اما ایران به بابا خان هم وفا نکرد
سرودهٔ فوق که قسمتی از یک شعر اوست واجد نکات ادبی و تاریخی است. نکتهٔ ادبی با این مضمون: زمانیکه دوران بر وفق مراد پادشاهی است، اطاعت از فرامین پادشاه واجبِ خاص و عام می‌شود، ولی با همهٔ این احوال باز دنیا به او وفا نخواهد کرد. نکتهٔ تاریخی که رضا بهاری در این سروده آورده شاید هیچ مورخی پس از او به آن اشاره نکرده، موضوع سیصد فرزند ذکور فتحعلی شاه قارجار است که همهٔ فرزندان تحت اَمر پادشاه بوده‌اند. ظاهراً هر صبح در تالار دربار به صف ایستاده و مراسم سان اجرا می‌شد. همچنین شاید وجود سیصد پسر از پادشاه در افواه پیچیده بود.

از مصرع «ایران بابا خان قالمدی دنیا» بوضوح روشن می‌شود که رضا بهاری در زمان ساقط شدن فتحعلی شاه از سلطنت، زنده و در اوج شهرت و مهارت در سرودن اشعار بوده یعنی از مرحلهٔ مبتدی گذر، و به استادی رسیده بود. با اینحال اگر رضا بهاری هنگام سرودن این شعر پنجاه سال داشته باشد پس دوران تولّد ایشان از روی قرائن موجود قابل کشف است.

ضمناً آنچه از بعضی از او اشعار پیداست، دربار قاجار روی خوشی به وی نشان نداده و مسئولین وقت ناحیه که نمایندهٔ سلسلهٔ قاجار بودند با عقاید خشک و تعصبات کورکورانه توسط طفیلی‌های جامعه به اذیت و آزار وی پرداخته و سعی در محو آثار و خانواده‌اش نموده و او را مَجنون جلوه داده‌اند.
تاریخ تولد و زندگی و مرگ و نام پدر و ازدواج و... وی فعلا در پردهٔ ابهام است با وجود تحقیقات گسترده‌ای که در این خصوص صورت پذیرفت مدرکی قطعی و معتبر قابل استناد بدست نیامده آنچه ذکر می‌گردد نسبی و تخمین است و هیچ یک از اقوال مؤلفان در این مجموعه قطعی نیست.

رضا، از بدو تولد تا دوران کهولتش را در وجود‌نامه به نظم کشیده و طبق این اثر بی‌بدیل در هفت سالگی به مکتب رفته[۴]. و سپس بادهٔ هیجده سالگی را نوشیده و در بیست سالگی سودایی در سرش افتاده که حاکی از عاشقی و سپس ازدواج با دختر ایلیاتی از قصر شیرین است [۵]. نکتهٔ قابل تأمل در وجود‌نامه این است که در دویست یا سیصد سال کذشته در قصبه یا شهرستان بهار مکتب‌ خانه وجود داشت و مردم این دیار از نعمت سواد بهره می‌بردند.

دوران زندگانی پربار او تقریبا هفتاد سال بوده است. رضا بهاری شاعری است که شعر و شاعری و طبع خویش را در منظوم ساختن مسائل دینی مصروف داشته و بن‌مایهٔ اکثر شعرهایش رنگ و بوی عرفان دارد، با مضمون‌هایی از قبیل پند و اندرز، بی‌وفایی دنیا، مرگ و حساب روز رستاخیز و بهشت و دوزخ و بطور کل مباحث و ادبیات تعلیمی که کمتر شاعری با این گستردگی به این موضوعات پرداخته است. قلمش آنچنان در توصیف مراتب خلقت و کیفیت ظهور حقیقت کمال و فلسفهٔ آفرینش آسمان‌ها و زمین ماهر است که انگار عارفی روشن ضمیر مشغول ایراد شعر است.

شاید برخی ایرانیان حضور ذهن داشته باشند که حتا تا دوران ۱۳۵۰ در برخی نقاط ایران که هنوز سطح معلومات به رشد نسبی نرسیده بود دربارهٔ بعضی پدیده‌ها عقیده خاصی داشتند مانند باران که عقیده بر این بود که خدا آن را می‌فرستد یا زمین ثابت بوده و این خورشید است که در حال گردش است. این نظر خطا در زمان رضا بهاری عقیدهٔ علما و روحانیون آن دوران هم بود و اگر کسی مانند گالیله دم از گردش زمین می‌زد با دادگاه تفتیش عقاید مواجه و در آنی دودمان وی نابود می‌شد. رضا بهاری دربارهٔ گردش زمین به دور خورشید شعری به زبان آذری سروده[۶] که ممکن است سبب تحریک علمای آندوران شده و فتوای ارتداد ایشان صادر نموده‌اند و همین باعث عتراض و فریاد وی از ستم دنیا گشته است.
اگر مجموع سن وی حداکثر ۸۰ سال در نظر گرفته شود و اگر در پایان دورهٔ سلطنت بابا خان که در سال ۱۲۱۱ ه. ش. اتفاق افتاد رضا بهاری ۵۰ سال داشته باشد، پس وی در خلال سال ۱۱۶۰ ه. ش. تولّد یافته است. محل تولد وی که لاقل در این قسمت شک و تردید کمتری راه دارد شهرستان بهار بود عنوان و شهرت بهاری در پایان اسم وی به جهت انتساب این شخصیت به زادگاهش بهار می‌باشد.

آنچه در این مقال شایستهٔ ذکر است رضا بهاری پیرامون سال‌های ۱۱۵۰ تا ۱۱۶۰ ه. ش. در شهر بهار به دنیا آمده، و رشد کرده و در همین شهر نیز بخاک سپرده شده است. اشعار بر جای مانده از ایشان نسل به نسل و سینه به سینه به مردمان امروز منتقل گشته و در دل مردم این سرزمین ریشه دوانده و عمق و عقبه‌ای ژرف بوجود آورده بدان حد که پیر و جوان، مرد و زن، عارف و عامی وی را می‌شناسند و کم و بیش اشعار او را از حفظ‌اند و در هر زمان و مکان یادی از وی بر سر زبان‌هاست.

در بیان جایگاه علمی شهر بهار در دوره قاجار حضور درخشان شاعر بی‌نظیر مشهور به رضا بهاری که از عاشق‌های بزرگ منطقه و ایران محسوب می‌گردد قابل تأمل است. ایشان نماینده مطلق‌العنان ادبیات این مرز و بوم و اوج رواج ادبیات شفاهی به زبان آذری در این دیار است و همچنانکه از اشعار او پیداست[۷] وی به همراه دو چهرهٔ مطرح شعر آذری یعنی تیلم خان و خسته قاسم به ترتیب از ساوه و تبریز از شاعران مطرح شعر آذری در ایران هستند که نظیر ایشان از زمان خودشان تا به حال کمتر دیده شده است.
عمده‌ترین گروهی که این آثار را حفظ‌اند و به نوعی قویترین مجرای انتقال آثار به دوره‌های بعد هستند، نوازندگان چگور عاشق‌ها می‌باشند که خود آثار را بصورت سنتی و ذوقی حفظ‌اند و اکثراً بهره‌ای از سواد و تحصیلات آکادمیک ندارند. گروه چگورنوازانِ حافظ آثار رضا بهاری اساتید محترم اسماعیل مینایی، حافظ سیّاری، شُکرالله قاضی و فیض‌الله برزگر هستند.

عمده شهرت وی رضا باهالّه و عنوان دیگر گویچک‌رضا که در یکی دو اثر با این عنوان تخلص کرده از القاب رضا بهاری بوده و طبق نقل قول اکثر راویان و سالمندان وی فردی صاحب جمال بوده و بهره‌ای از حسن ملاحت داشته و به همین خاطر وی را گویچک‌رضا یعنی خوش قیافه و زیبا می‌خوانده‌اند. لیکن عمده شهرت رضا بهاری همان رضا‌باهالّه می‌باشد و طبق همین روایات وی در خارج از منطقه بهار در آذربایجان ، گرجستان ، قره داغ و ... به گویچک رضا مشهور است.

ایگید همدمی

نادانی دیگ بیزده گلدوک یتش‌دیگ بیلمزدیگ بیله دشمن یاغی‌وار
اوچی‌نان دورد، بیزه هفته سایلدی یقین اولدی، بیزه ائل سیاقی‌وار
عقلّی‌لر گلون گورون دنیانی اوچ باشون، دورد گوزی، قرخ ایاقی‌وار
حقیقت، معرفت کیلیده منده قرخ دکان، بیر کلید قرخ رواقی‌وار
یقل‌سی بیر یرده، قرخ بیلن عاشق منیم سوزیم، دولاشق‌ده دولاشق
قرخ دکانده، بیر بیرینه یاراشق اوهانسه مسجد‌دیر، قرخ ایاقی‌وار
قرخ دکاندی، قرخ بازارده، قرخ کوچه بیر عارف ایسته‌رم، بو سوزی آچه
گوچگ رضا دییر، نچّه دیر نچّه بیر بندین اوستنده، قرخ اتاقی‌وار
سان بازاری

یقل‌سی گلسیلار گوهر شناس‌لر جمع اولسی صرّاف‌لار کان بازاریدی
سلطان چخسه تخته دیوان ایله‌سی یقل‌سی غول‌لاری سان بازاریدی
بیر بیرینه انذار ایدر بنگی‌لر دولانور مجلس‌ده ساقی چنگی‌لر
بویورون یوخاری دُنی ینگی‌لر زمان یامان اولوب دُن بازاریدی
چتین ایشده دوزه‌ی ارکان ایچندهَ منم منم دیمه میدان ایچندهَ
اوزی ساخلا اوغول مردان ایچندهَ سویالار دَروهٔ گُن بازاریدی
گوچگ رضا دییر ایتماق گریدهِ بو دنیا ترکینه قیلماق گریدهِ
شهر خاموشانه گیتماق گریدهِ اجل باشهَ گلوب جان بازاریدی
ایتدی مزارم

ای‌آقالر عُمُر گلدی ساووشدی پوزولدی بلبلّی گل‌زاریم حییف
آلان آلدی ساتان ساتدی، توکندی اوزه قویدی کساده بازاریم حییف
بیرجه باخون زمانه‌دَ نمایه آه و ناله‌م چولقاشوبدور هوایهَ
یترمهَ‌دیم دردلریمی دوایهَ طبیب‌لر بیلمدی آزاریم حییف
گجه گوندوز آرتار غم و آزاریم دوست یولونا دوشمز داهی گذاریم
هر کیمه باغلادیم لطف نظریم بیر کِمسهَ بیلمدی نظریم حییف
بیرجه باخون بو فلکین ایشنه نه‌لر گیتدی من فقیرین باشینهَ
اوغلوم یوخدی گلهَ قبریم داشینهَ رضا دییر ایتدی مزاریم حییف
بی وفا دنیا

بو دنیا بی وفا، چرخی کج رفتار حتا سلیمانه قالمده دنیا
شاهنشاه تختینه ایلَر تارومار هَیچ پیر و جوانَ قالمدی دنیا
شاهلَرون دولتی، روزگاری‌دِ تختیندهَ نمایندهَ، برقراری‌دِ
تابعندهَ اوچ‌یوز اوغلی واری‌دِ ایران بابا خان قالمدی دنیا
نیلَه‌دون سلطانی، نیلَه‌دون خانی انبیاء لَر، اولیاء لَر بس هانی
دفن ایلدهِ نبی، خیرالنسانی علی شیر یزدانهَ، قالمدی دنیا
بی‌وفا دُر دنیا، یوخدُر وفاسی وُر ماسی باشوهَ تختون هواسی
باشوهَ وُر ماسین دولت صفاسی .............قالمدی دنیا
بیر یریندهَ قالان اوجا داغ‌لاردی سارالوب توکولان سبزهَ باغ‌لاردی
حسن، حسین دیوب ایلَه آغ‌لاردی رضا کیمی سخن‌دانَ قالمدی دنیا

/ 2 نظر / 8 بازدید
NextHoliday.ir

وبلاگ جالبی دارین. به ما هم سر بزنید اگه خوشتون اومد یه رای مثبت تو جشنواره وب هم بهمون بدین. ممنون

فرزام

سلام خوب شروع کردی,موفق بشی خدا حافظ